این جمله شاید داد خیلی ها را درآورد٬ اما به نظر من «تیم ملی فوتبال ایران با مربی ایرانی خیلی بهتر نتیجه می گیرد». البته قطعا آدمی مثل من٬ مثل
رئیس دفتر رئیس جمهور فکر نمی کند٬ اما نتیجه هر دو تفکر یکی است.
ایشان و عده ای دیگر ماجرا را ایدئولوژیک می بینند. اما من و عده ای دیگرتر بضاعت و ذهنیت فنی و روانی بازیکنان ایرانی را درنظر می گیریم. چرا نمی خواهیم قبول کنیم که ایرانی جماعت هنوز بیشتر تحت تاثیر فاکتورهای روحی و روانی مثل ملیت و غیرت و از این جور چیزهاست؟ بازیکنی مثل علی دایی را چه کسی می تواند متحول کند؟ مورینیو٬ ونگر٬ اریکسون یا پکرمن؟ جواب این است: هیچ کدام. اغلب بازیکنان ما مثل علی دایی هستند. بند ناف فوتبال شان در تیم های پایه٬ با فحش ناموس و ایوالله و دمت گرم مربیان وطنی بریده شده و اینجوری بار آمده اند. اگر باور نمی کنید و قضیه برای تان مهم است٬ یک روز شال و کلاه کنید و سری به باشگاه های فوتبال بزنید.
فوتبالی را که «سلطان»اش علی پروین با آن خصوصیات و ادبیات است٬ هیچ مربی با دانشی تا اطلاع ثانوی نمی تواند تغییر بدهد. اگر سیستم «علی اصغری» آقای پروین بدجوری تقش درآمده٬ در عوض مربیانی هستند که ترکیبی کار می کنند. بهترین نمونه اش امیر قلعه نویی است که از جنازه استقلال تیمی مدعی ساخته و احتمالا امسال قهرمان هم می شود. قبل از او رولند کخ آلمانی سرمربی استقلال بود. آیا او از قلعه نویی بی سوادتر بود؟ اتفاقا برعکس. اما او خاک این فوتبال «علی اصغری» را نخورده بود و نمی دانست با ایرانی ها باید چطور رفتار کند. نتیجه اش را هم دیدیم.
مربی خارجی برای دوام آوردن در ایران باید در سیستم حل شود و مثلا به بازیکنان خاص باج بدهد. نمونه اش جایگاه علی دایی در تیم ملی است (بیچاره علی دایی!). یا حسابی لی لی به لالای مسئولان فدراسیون بگذارد. البته من با برانکو خصومت شخصی ندارم٬ اما او دیگر بدجوری حل شده و نمونه اش محلول فوتبال «علی اصغری» با طعم پروفسور است. در مقابل آدمی مثل مصطفی دنیزلی هست که با هیچکس شوخی ندارد و طبق روایتی از بدوبیراه گفتن به مسئولان تیم نظامی پاس هم هراس ندارد. مطمئن باشید آدمی مثل او سه ماه هم در مقام مربی تیم ملی دوام نمی آورد.
از همه این ها گذشته - به قول معروف - تیم ملی به شوک احتیاج دارد. وضعیت برانکو که حسابی بی ریخت شده٬ پس توصیه این است که کار امروز به فردا موکول نشود و خیلی زود آدمی مثل امیر قلعه نویی سرمربی شود.
مطمئن باشید دولت نهم اجازه نمی دهد پای فوتبال ایران با یک مربی خارجی به آلمان برسد٬ به خاطر همان دیدگاه ایدئولوژیک. همان طور که هشت سال یش ایویچ رفت و جلال طالبی آمد. پس بهتر است طرفداران فوتبال روز به خودشان زحمت ندهند و بیشتر از این گلوی شان را برای پروفسور یا مربی خارجی بزرگتر مجروح نکنند: بیله دیگ٬ بیله چغندر!
+
نوشته شده در
84/08/22ساعت 11:22 توسط علی مصلح
|
محمود اربابی که یکی دو روز پیش به عنوان مدیرکل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی انتخاب شد، به نظر بی خطر می رسد. در سایت هفتان دیدم دوستی که پست خبر را گذاشته بود، اشاره کرده بود اربابی سابقه آزار دهنده ای ندارد. محض اطلاع ایشان و سایر دوستان باید یادآوری کرد ایشان مدتی معاون فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی بود (اتفاقا در دوران بعد از دوم خرداد). معاونت فرهنگی بخشی در بنیاد است که میزان حمایت مادی از پروژه های سینمایی را مشخص می کند و به نوعی بعد از پروانه ساخت مهم ترین مرحله تولید فیلم محسوب می شود. چون اگر فیلمنامه ای در معاونت فرهنگی تایید نشود، عملا شانس بهره مندی از وام را از دست می دهد و حتی ممکن است تولیدش متوقف شد.
آقای اربابی که قبلا چند سالی مدیر کارگاه فیلمنامه نویسی حوزه هنری (در زمان محمدعلی زم) بود، در مقام معاونت فرهنگی فارابی هم ظاهرا احساس معلم فیلمنامه نویسی داشته و از کار خلق الله اشکال می گرفته که مشکل روایی، دراماتیک و... از این دست دارد و اشک خیلی ها را درآورده بود.
این روایت یکی دو فیلمساز جوان و میانسال بود که در آن مقطع، صابون ایشان به تنشان خورده بود و خیلی های دیگر هم این مساله را تایید می کنند.
اربابی دانشجوی دکتری پژوهش هنر است و به نظرم این مساله قضیه را پیچیده تر هم می کند. تجربه نشان داده برخورد با مدیرانی که ادعای سواد و معلومات آکادمیک دارند، پیچیده تر است؛ آنها خودشان را عقل کل می دانند و حرف هیچکس را نمی خوانند.
حالا البته این ها لزوما به معنای آزار دیدن فیلمسازان از دست محمود اربابی نیست. سینماگران ما چنان اند که از پس هر مدیری برمی آیند. ما ملتی هستیم که حتی مغول ها را درونمان حل کردیم!
+
نوشته شده در
84/08/01ساعت 17:15 توسط علی مصلح
|