تبليغاتX
پستچی همیشه دوبار زنگ می زند
به نسیمی همه‌ی راه به هم می‌ریزد
كِی دل سنگ تو را آه به هم می‌ریزد

سنگ در بركه می‌اندازم و می‌‌پندارم
با همین سنگ زدن، ماه به هم می‌ریزد

عشق بر شانه‌ی هم چیدن چندین سنگ است
گاه می‌ماند و ناگاه به هم می‌ریزد

آنچه را عقل به یك عمر به دست آورده است
عشق یك لحظه‌ی كوتاه به هم می‌ریزد

آه، یك روز همین آه تو را می‌گیرد
گاه یك كوه به یك كاه به هم می‌ریزد *

* از فاضل نظری

پی‌نوشت: لذت خواندن این غزل عالی را مدیون علیرضا بندری هستم.

+ نوشته شده در 87/01/28ساعت 22:46 توسط علی مصلح

در سین سیتی جای خیر و شر عوض شده است. پلیس‌ها و سناتورها و كشیش‌ها نمایندگان شر هستند و درعوض، فاحشه‌ها و آدم‌كش‌های روانی و فراری نمایندگان خیر. دو پلیس درستكار در كل فیلم وجود دارند كه هر دو كلك‌شان كنده می‌شود. این یعنی خیر در جبهه شر جایی ندارد.
در اين دنیای سرشار از گناه، فاحشه‌ها از همه صاحب اصول‌تر هستند. آنها در شهر قدیمی (نمادی از اصالت؟) زندگی می‌كنند، مستقل هستند و به كسی باج نمی‌دهند، قوانین مشخصی دارند و در برابر تجاوز ایستادگی می‌كنند.
این دنیای دِفُرمه و مغشوش ظاهرا فقط بر اساس «تخیل» فرانك میلر و رابرت رودریگز خلق شده است. اما بیایید كمی صادق باشیم و دور و برمان را نگاه كنیم. فرقی هم نمی‌كند كجاییم. واقعا در این دنیای «واقعی» نمایندگان خیر و شر همان‌ها هستند كه باید باشند؟ دروغ و ریا و حرص و هوس و دروغ و... - خلاصه كثافت- به همه جا نپاشیده؟ مرزهای سیاهی و سپیدی همچنان پابرجاست؟ جای چیزی عوض نشده؟
صادق باشیم و ببینیم كدام دنيا تحمل‌ناپذيرتر است؛ تخيل يا واقعيت؟

+ نوشته شده در 87/01/28ساعت 13:0 توسط علی مصلح |



+ نوشته شده در 87/01/26ساعت 13:48 توسط علی مصلح

وضعیت اصغر شاهوردی، صدابردار برجسته سینمای ایران همچنان نامعلوم است. پس از تصادف در سال گذشته، او همچنان در اغماست و هوشیاری ندارد. معاونت امور سینمایی ظاهرا کمکی به خانواده او کرده و رفته پی کارش. مسئولان خانه سینما هم که ظاهرا مشغول پالوده خوردن با روسای دولتی‌شان هستند و وقت رسیدگی به امور صنفی ندارند. ظاهرا آنها حرف‌های آقای وزیر را جدی گرفته‌اند و واقعا «مشاعرشان را از دست داده‌اند». شرم‌آور است. شاهوردی بالای ۲۰ فیلم سینمایی کار کرده و وضعیتش این‌گونه است، وای به حال آنها که اسم و رسم ندارند.
امروز کمال تبریزی نامه‌ای نوشته و خواسته که به وضعیت او رسیدگی شود. به نظرم این بخش از نامه تبریزی به اندازه کافی گویاست: «واقعیت این است که اصغر شاهوردی در خانه‌اش ، تنهای تنها به‌خوابی عمیق و بی‌فرجام فرورفته است و فقط خانواده بی‌پناهش این مصیبت سنگین را بر دوش گرفته‌اند؛ دیگر کسی نیست! اعتنایی وجود ندارد! بیمه‌ای، کمکی، توجه‌ای،حمایتی و پناهی! هیچکدام وجود خارجی ندارند! با هنرمندان عکس می‌گیریم؛ تشویقشان می‌کنیم! جایزه می‌دهیم؛ تحسین می‌کنیم؛ تبلیغات می‌كنیم! افتخار می‌کنیم؛ سخنرانی می‌کنیم و ... دیگر هیچ!».

مرتبط:
برای سکوت اصغر شاهوردی
وضعیت شاهوردی به روایت تصویر
صدابردار «هامون» تنهاست

+ نوشته شده در 87/01/21ساعت 13:7 توسط علی مصلح |

«قانون اول جادوگر: مردم احمق هستند. با دادن انگیزه مناسب، تقریبا همه‌شان هرچیزی را باور می‌کنند. از آنجا که مردم احمق هستند، دروغ را باور می‌کنند. چون می‌خواهند باور کنند درست است. یا چون می‌ترسند که شاید درست از آب دربیاید. سرهای مردم پر از معلومات، واقعیت‌ها و اعتقادهایی است که بیشترشان اشتباه هستند، درحالی‌که خودشان فکر می‌کنند همه آنها درست‌اند. مردم احمق هستند؛ آنها به ندرت می‌توانند تفاوت میان دروغ و حقیقت را تشخیص دهند، درحالی‌که مطمئن هستند می‌توانند. به این ترتیب راحت‌تر می‌توان همه را فریب داد». *

* کتاب اول از مجموعه شمشیر حقیقت.

+ نوشته شده در 87/01/11ساعت 19:8 توسط علی مصلح |



+ نوشته شده در 87/01/03ساعت 14:36 توسط علی مصلح

نیکا: صبح بخیر. اصلا خوابیدی؟
مامور 47: یه کمی.
نیکا: می‌دونی، تو می‌تونی روی تخت بخوابی. من گازت نمی‌گیرم. مگه این که پولشو بدی. *

* از آدمکش

+ نوشته شده در 87/01/01ساعت 16:16 توسط علی مصلح